اجتهاد و تقلید

انسان مى تواند از روى «اجتهاد» یا «تقلید» به احکام دین عمل کند.

اجتهاد سعى و تلاش در راه استخراج احکام دین از منابع آن است، که مهمترین آنها قرآن و احادیث معصومین علیهم السلام مى باشد، و این کار تنها براى کسانى میسّر است که علوم مختلف اسلامى را فراگیرند تا قدرت بر اجتهاد پیدا کنند و به کسى که داراى چنین توانایى علمى باشد «مُجتهد» مى گویند.

تقلید به معناى پیروى و دنباله روى است و در اینجا به معناى پیروى از مجتهد مى باشد یعنى انسان کارهاى خود را مطابق فتواى مجتهد انجام دهد.

مسأله 1به مجتهدى که دیگران از او تقلید مى کنند «مَرجع تقلید» و به کسى که از مجتهد تقلید مى کند «مُقَلِّد» مى گویند.

مسأله 2کسى که مجتهد نیست و نمى تواند احکام و دستورهاى الهى را از منابع آن بدست آورد، باید از مجتهد تقلید کند; یعنى کارهاى خود را مطابق فتواى او انجام دهد.

مسأله 3وظیفه اکثر مردم در احکام دین، تقلید است چون افراد کمى هستند که بتوانند در احکام، اجتهاد کنند.

مسأله 4مجتهدى که انسان از او تقلید مى کند باید:

  • عادل باشد.
  • زنده باشد.
  • مرد باشد.
  • بالغ باشد.
  • شیعه دوازدهامامى باشد.
  • در مسایل اختلافى اعلم باشد.

مسأله 5کسى که از مجتهدى تقلید مى کند، اگر مرجع تقلیدش از دنیا برود در مسایلى که به فتواى او عمل کرده مى تواند به تقلید او باقى بماند.

مسأله 6اعلم کسى است که در استخراج احکام (از منابع آن) از مجتهدان دیگر استادتر باشد.

مسأله 7مجتهد و اعلم را از سه راه مى توان شناخت:

  • خود انسان یقین کند; مثل آن که از اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم را بشناسد.
  • گواهى دو نفر عالم عادل که مىتوانند مجتهد و اعلم را تشخیص دهند; به شرط آن که دو نفر عالمِ عادلِ دیگر با گفته آنان مخالفت نکنند.
  • عدّهاى از اهل علم که مى توانند مجتهد و اعلم را تشخیص دهند و از گفته آنان اطمینان پیدا مى شود، مجتهد بودن یا اعلم بودن کسى را تصدیق کنند.

مسأله 8راههاى بدست آوردن فتواى مجتهد:

  • شنیدن از خود مجتهد.
  • شنیدن از دو نفر عادل.
  • شنیدن از یک نفر مورد اعتماد که از گفته او اطمینان پیدا مىشود.
  • دیدن در رساله مجتهد که درستى آن مورد اطمینان باشد.

مسأله 9اگر فتواى مجتهد در مسأله اى عوض شود، مقلّد باید به فتواى جدید عمل کند و عمل کردن به فتواى گذشته جایز نیست.

مسأله 10مسائلى را که انسان غالباً به آنها احتیاج دارد، واجب است یاد بگیرد.

طهارت

احکام مُردار

احکام خون

چیز پاک چگونه نجس مى شود؟

مُطهِّرات (پاک کننده ها)

احکام آبها

اقسام آب مطلق

چگونه چیزهاى نجس را آب بکشیم؟

زمین

آفتاب

اسلام

برطرف شدن عین نجاست

وضــو

چگونه وضو بگیریم؟

توضیح اعمال وضو

شرایط وضو

احکام وضوى جبیره اى

چیزهایى که باید براى آنها وضو گرفت:

چگونه وضو باطل مى شود؟

غـسـل

شیوه غسل کردن

شرایط صحیح بودن غسل

تــیمّم

چیزهایى که تیمّم بر آنها صحیح است:

احکام تیمّم

نــمـاز

وقت نمازهاى روزانه

وقت نماز صبح از اذان صبح تا طلوع آفتاب است که در این مدّت باید خوانده شود و هرچه به اذان صبح نزدیکتر باشد بهتر است.

وقت نماز ظهر و عصر از ظهر شرعى تا غروب است، و به اندازه خواندن یک نماز چهار رکعتى از اوّل وقت، مخصوص نماز ظهر و به همین مقدار که به غروب مانده مخصوص نماز عصر است.

وقت نماز مغرب و عشاء از مغرب تا نصف شب است و به اندازه خواندن یک نماز سه رکعتى از اوّل وقت، مخصوص نماز مغرب و به اندازه یک نماز چهار رکعتى که به نصف شب مانده است مخصوص نماز عشا مى باشد. و احتیاط آن است که اگر از نصف شب بگذرد نیّت ما فى الذّمه کند (یعنى آنچه خدا به او دستور داده، خواه اداء باشد یا قضاء).

احکام وقت نماز

مسأله 158- نمازهاى غیر روزانه داراى وقت مشخّصى نمى باشد، و بستگى به زمانى دارد که به علّتى آن نماز واجب شود; مثلاً نماز آیات بستگى به زلزله یا کسوف یا خسوف و یا حادثه اى دارد که پیش آمده است و نماز میّت، زمانى واجب مى شود که مسلمانى از دنیا برود.

مسأله 159- اگر تمام نماز قبل از وقت خوانده شود و یا عمداً نماز را قبل از وقت شروع کند، نماز باطل است.

[اگر نماز در وقت خودش خوانده مى شود، در اصطلاحِ احکام گویند: نماز «اداء» است و اگر نماز بعد از گذشتن وقت خوانده شود، در اصطلاح گویند: نماز «قضاء» شده است.]

مسأله 160- انسان باید نماز را در وقت معیّن آن بخواند و اگر عمداً در آن وقت نخواند، گناهکار است.

مسأله 161- مستحبّ است انسان نماز را در اوّل وقت بخواند، و هرچه به اوّل وقت نزدیکتر باشد بهتر است، مگر آن که تأخیر آن از جهتى بهتر باشد، مثلاً صبر کند که نماز را به جماعت بخواند.

مسأله 162- اگر وقت نماز تنگ باشد به گونه اى که اگر بخواهد مستحبّات نماز را بجا آورد، بخشى از نماز بعد از وقت خوانده مى شود باید مستحبّات را بجا نیاورد، مثلاً اگر بخواهد قنوت بخواند، وقت مى گذرد، باید قنوت را نخواند.

مسأله 163- انسان باید نماز عصر را بعد از نماز ظهر و نماز عشاء را بعد از نماز مغرب بخواند و اگر عمداً نماز عصر را پیش از نماز ظهر و نماز عشا را پیش از نماز مغرب بخواند باطل است. ولى اگر سهواً باشد مانعى ندارد.

قبله

مسأله 164- خانه کعبه، که در شهر مکّه و در مسجدالحرام قرار دارد، «قبله» ما مسلمانهاست و نمازگزار باید رو به آن نماز بخواند.

مسأله 165- کسى که بیرون شهر مکه و دور از آن است اگر طورى بایستد که بگویند رو به قبله نماز مى خواند، کافى است. قبله را مى توان به وسیله قبله نما یا قبله مساجد یا قبور مسلمانان تشخیص داد.

پوشانیدن بدن در نماز

مسأله 166- پسرها و مردان در نماز، باید عورت را بپوشانند و بهتر است از ناف تا زانو پوشانده شود.

مسأله 167- دخترها و زنان; باید تمام بدن را بپوشانند; ولى پوشاندن دستها و پاها تا مچ و صورت به مقدارى که در وضو باید شسته شود، لازم نیست، گرچه پوشاندن آن نیز اشکال ندارد.

لباس نمازگزار باید این شرائط را داشته باشد:

* پاک باشد.(نجس نباشد)

* مباح باشد.(غصبى نباشد)

* از اجزاء مردار نباشد; حتّى کمربند و کلاه، ولى اگر آن را سر بریده باشند، هرچند مطابق دستور اسلام نباشد، پاک است و مى توان در آن نماز خواند.

* از حیوان حرام گوشت نباشد، مثلاً از پوست پلنگ یا روباه تهیّه نشده باشد.

* اگر نمازگزار مرد است لباس او طلاباف یا ابریشم خالص نباشد و زینت طلا حتّى انگشتر طلا نپوشیده باشد.

علاوه بر لباس، بدن نمازگزار نیز باید پاک باشد.

مسأله 170- اگر انسان بداند بدن یا لباسش نجس است ولى هنگام نماز فراموش کند و با آن نماز بخواند نمازش باطل است.

مسأله 171- در موارد زیر اگر با بدن یا لباس نجس نماز بخواند صحیح است:

* نداند بدن یا لباسش نجس است و بعد از نماز متوجّه شود.

* به واسطه زخمى که در بدن اوست، بدن یا لباسش نجس شده و آب کشیدن یا عوض کردن آن لباس هم دشوار است.

* لباس یا بدن نمازگزار به خون نجس شده است; ولى مقدار آلودگى کمتر از دِرْهَم ]تقریباً به اندازه یک بند انگشت[ است.(1)

* ناچار باشد که با بدن یا لباس نجس نماز بخواند، مثلاً آب براى آب کشیدن آن ندارد و لباس پاک هم ندارد.

مسأله 172- اگر لباسهاى کوچک نمازگزار; مثل دستکش و جوراب، نجس باشد، و یا دستمال کوچک نجسى در جیب داشته باشد، چنانچه از اجزاءِ مردار یا حرام گوشت نباشد اشکال ندارد.

مسأله 173- پوشیدن عبا و لباس سفید و پاکیزه ترین لباسها و خوشبو کردن خود و دست کردن انگشترى عقیق در نماز، مستحبّ است.

مسأله 174- پوشیدن لباس سیاه و چرک و تنگ و لباسى که نقش صورت دارد و باز بودن دکمه هاى لباس در نماز مکروه است. بهتر است در غیر نماز هم از آن پرهیز شود، مگر پوشیدن لباس مشکى در عزاى معصومین(علیهم السلام) یا بستگان.

مکان نمازگزار

مباح باشد (غصبى نباشد).

بى حرکت باشد (مانند اتومبیل در حال حرکت نباشد; ولى در قطار و هواپیما که انسان بتواند تعادل خود را حفظ کند و سمت قبله را مراعات نماید نماز خواندن مانعى ندارد).

جاى آن تنگ و سقف آن کوتاه نباشد تا بتواند قیام و رکوع و سجود را بطور صحیح انجام دهد.

جائى که پیشانى را مى گذارد (در حال سجده) پاک باشد.

مکان نمازگزار اگر نجس است، تر نباشد که به بدن یا لباس وى سرایت کند، و اگر خشک باشد، مانعى ندارد.

جایى که پیشانى را در حال سجده مى گذارد، از جاى قدمهاى او، بیش از چهار انگشتِ بسته پست تر یا بلندتر نباشد; ولى اگر شیب زمین کم باشد، اشکال ندارد.

احکام مکان نمازگزار:

مسأله 176- در حال ناچارى نماز خواندن بر چیزى که حرکت مى کند، مانند اتومبیل و در جائى که سقف آن کوتاه است و یا جایش تنگ است، مانند سنگر، اشکال ندارد.

مسأله 177- انسان باید رعایت ادب را بکند و جلوتر از قبر پیغمبر(صلى الله علیه وآله) و امامان(علیهم السلام) نماز نخواند، و اگر موجب هتک احترام شود، نماز باطل است.

مسأله 178- مستحبّ است، انسان نمازهاى واجب را در مسجد بخواند، و در اسلام بر این مسأله سفارش بسیار شده است.

احکام مسجد

مسأله 179- در اسلام به مسجد اهمّیّت زیاد داده شده است زیرا:

زیاد رفتن به مسجد براى عبادت مستحبّ است.

رفتن به مسجدى که نمازگزار ندارد مستحبّ است.

همسایه مسجد اگر عذرى نداشته باشد مکروه است در غیر مسجد نماز بخواند.

مستحبّ است، انسان با کسى که در مسجد حاضر نمى شود، غذا نخورد، در کارها با او مشورت نکند، همسایه او نشود، از او زن نگیرد و به او زن ندهد.

این کارها در رابطه با مسجد، حرام است:

زینت کردن مسجد با طلا.

خرید و فروش مسجد، هرچند خراب شده باشد.

نجس کردن مسجد، و چنانچه نجس شود باید فوراً تطهیر کنند.

بردن خاک و ریگ از مسجد به جاى دیگر، مگر خاکهاى زیادى، مانند خاکروبه.

این کارها در رابطه با مسجد، مستحبّ است:

زودتر به مسجد رفتن

چراغ مسجد را روشن کردن.

تمیز کردن مسجد.

هنگام وارد شدن، ابتدا پاى راست را داخل مسجد گذاشتن که نشانه احترام به مسجد است.

هنگام بیرون آمدن از مسجد اوّل پاى چپ را بیرون گذاشتن.

خواندن دو رکعت نماز مستحبّى به عنوان تحیّت مسجد.

خوشبو کردن خود و پوشیدن بهترین لباسهاى خود براى رفتن به مسجد.

این کارها در رابطه با مسجد، مکروه است:

عبور از مسجد به عنوان محلّ عبور.

انداختن آب دهان و بینى در مسجد.

خوابیدن در مسجد، مگر در حال ناچارى.

صدا را بلند کردن، مگر براى اذان.

خرید و فروش در مسجد.

سخن گفتن از امور دنیا.

رفتن به مسجد براى کسى که سیر یا پیاز خورده و بوى دهانش مردم را آزار مى دهد.

أذان و اقامه

مسأله 183- مستحبّ است، نمازگزار قبل از نمازهاى یومیّه، ابتدا اذان بگوید و بعد از آن اِقامه، و سپس نماز را شروع کند.

مسأله 185- اذان و اقامه باید بعد از داخل شدن وقتِ نماز گفته شود و اگر قبل از وقت بگوید باطل است.

مسأله 186- اقامه باید بعد از اذان گفته شود و اگر آن را قبل از اذان بگوید صحیح نیست.

مسأله 187- بین جمله هاى اذان و اقامه نباید، زیاد فاصله شود و اگر بین آنها بیشتر از معمول فاصله بیندازد، باید دوباره آن را از سر بگیرد.

مسأله 188- اگر براى نماز جماعتى اذان و اقامه گفته باشند، کسى که با آن جماعت نماز مى خواند، نباید براى خود اذان و اقامه بگوید.

مسأله 189- اگر انسان براى خواندن نماز جماعت به مسجد برود و ببیند نماز جماعت تمام شده و براى نماز جماعت اذان و اقامه گفته شده باشد، تا وقتى که صفها بهم نخورده و جمعیّت متفرّق نشده است، بنابر احتیاط واجب نباید براى نماز خود اذان و اقامه بگوید.

مسأله 190- نماز مستحبّى اذان و اقامه ندارد، همچنین نمازهاى واجب دیگر غیر از نماز یومیّه.

مسأله 191- مستحبّ است در روزهاى اوّل که بچّه به دنیا مى آید، در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه بگویند.

مسأله 192- مستحبّ است کسى را که براى گفتن اذان معیّن مى کنند، عادل و وقت شناس و صدایش بلند باشد.

اعمال نماز

مسأله 193- نماز با گفتن «اَللّهُ اَکْبَرُ» شروع مى شود و با سلام به پایان مى رسد.

مسأله 194- آنچه در نماز انجام مى شود یا واجب است و یا مستحب.

مسأله 195- واجبات نماز، یازده چیز است که برخى رُکن و برخى غیر رُکن است.

واجبات نماز:

* نیّت   * تکبیره الإحرام   * قیام   * رکوع   * سجود   * قرائت   * ذکر   * تشهّد   * سلام   * ترتیب   * موالات

رکنهاى نماز:

* نیّت   * تکبیره الإحرام   * قیام(ایستادن هنگام تکبیره الإحرام و قیام متّصل به رکوع، یعنى ایستادن پیش از رکوع). * رکوع   * سجود.

فرق بین رُکن و غیر رُکن:

ارکان نماز، اجزاء اساسى آن به شمار مى آید و چنانچه یکى از آنها بجا آورده نشود و یا اضافه شود، هرچند بر اثر فراموشى هم باشد، نماز باطل است. واجبات دیگر، گرچه انجام آنها لازم است ولى چنانچه از روى فراموشى، کم یا زیاد شود نماز باطل نیست. ولى اگر عمداً ترک شود، یا زیاد شود نماز باطل است.

احکام واجبات نماز

* نیّت

مسأله 197نمازگزار، از آغاز تا پایان نماز، باید بداند چه نمازى مى خواند و باید آن را براى انجام فرمان خداوند عالَم بجا آورد.

مسأله 198به زبان آوردن نیّت در نماز و سایر عبادات، لازم نیست، ولى چنانچه به زبان هم بگوید اشکال ندارد.

مسأله 199نماز، باید از هر گونه ریا و خودنمایى به دور باشد، یعنى نماز را تنها براى انجام فرمان خداوند بجا آورد و چنانچه تمام نماز یا قسمتى از آن، براى غیر خدا باشد، باطل است. همچنین اگر قصد او خدا و ریا هر دو باشد باز هم باطل است.

* تکبیره الإحرام

مسأله 200همانگونه که گذشت نماز با گفتن «اَللّهُ اَکْبَرُ»

آغاز مى شود و به آن «تَکْبیرَهُ الإِحرام» مى گویند. ]چون با همین تکبیر است که بسیارى از کارها که قبل از نماز جایز بوده، بر نمازگزار حرام مى شود، مانند خوردن و آشامیدن، خندیدن و گریستن و سخن گفتن[.

مسأله 201مستحبّ است نمازگزار موقع گفتن تکبیره الاحرام و تکبیرهاى بین نماز، دستها را تا مقابل گوشها بالا ببرد. (کف دستها رو به قبله باشد).

* قیام

مسأله 202قیام; یعنى ایستادن. نمازگزار باید تکبیره الاحرام و قرائت را در حال قیام و آرامش بدن بخواند.

مسأله 203اگر رکوع را فراموش کند و بعد از قرائت به سجده برود و قبل از وارد شدن به سجده یادش بیاید، باید برخیزد و بایستد سپس به رکوع برود و پس از آن سجده ها را بجا آورد (این همان قیام متّصل به رکوع است).

مسأله 204نمازگزار باید موقع ایستادن هردو پا را بر زمین بگذارد، ولى لازم نیست سنگینى بدن روى هر دو پا مساوى باشد.

مسأله 205کسى که به هیچ وجه حتّى با تکیه کردن بر عصا یا دیوار نتواند ایستاده نماز بخواند، باید نشسته، رو به قبله نماز بخواند، و اگر نشسته هم نتواند، باید خوابیده بخواند. نخست به طرف راست رو به قبله و اگر نمى تواند روى طرف چپ و اگر نمى تواند به پشت بخوابد و صورت و سینه رو به آسمان و پاها رو به قبله باشد.

مسأله 206واجب است بعد از رکوع بطور کامل بایستد و سپس به سجده برود و چنانچه این قیام از روى عمد ترک شود نماز باطل است.

* قرائت

مسأله 207در رکعت اوّل و دوم نمازهاى روزانه، انسان باید اوّل حمد و بعد از آن یک سوره کامل قرآن (مثلاً سوره توحید) را بخواند

احکام قرائت

مسأله 208در رکعت سوم و چهارم نماز باید حمد یا تسبیحات، آهسته خوانده شود.

مسأله 209در نماز ظهر و عصر، قرائت رکعت اوّل و دوم نیز باید آهسته خوانده شود; ولى در سایر ذکرها در همه نمازها مخیّر است بلند یا آهسته بخواند.

مسأله 210پسرها و مردان در نماز صبح، مغرب و عشاء باید حمد و سوره را در رکعت اوّل و دوم بلند بخوانند، ولى دخترها و بانوان اگر نامحرم صدایشان را نمى شنود مى توانند بلند بخوانند وگرنه، بنابراحتیاط واجب آهسته بخوانند.

مسأله 211اگر در جائى که باید نماز را بلند بخواند، عمداً آهسته بخواند یا در جائى که باید آهسته بخواند،عمداً بلند بخواند، نمازش باطل است، ولى اگر از روى فراموشى یا ندانستن مسأله باشد، صحیح است.

مسأله 212اگر در بین خواندن حمد و سوره بفهمد اشتباه کرده است; مثلاً مى بایست بلند بخواند ولى آهسته خوانده، لازم نیست مقدارى را که خوانده، دوباره بخواند.

مسأله 213انسان باید مسائل و قرائت نماز را یاد بگیرد که غلط نخواند و کسى که اصلاً نمى تواند به طور کامل قرائت صحیح را یاد بگیرد، باید هر طور که مى تواند بخواند و احتیاط مستحبّ است که نماز را به جماعت بجا آورد.

* رکوع

مسأله 214نمازگزار در هر رکعت بعد از قرائت حمد و سوره، باید به اندازه اى خم شود که بتواند دست را به زانو بگذارد و این عمل را «رکوع» مى گویند. و واجب است در حال رکوع ذکر بگوید.

مسأله 215در رکوع، سه مرتبه «سُبْحانَ اللّهِ» یا یک مرتبه «سُبْحانَ رَبِّىَ العَظیمِ وَ بِحَمْدِهِ» بگوید.

مسأله 216در حال ذکر رکوع باید بدن آرام باشد.

مسأله 217اگر پیش از آنکه به مقدار رکوع خم شود و بدن آرام گیرد، عمداً ذکر رکوع را بگوید، نمازش باطل است.

مسأله 218اگر پیش از تمام شدن ذکر واجب، عمداً سر از رکوع بردارد نمازش باطل است.

* سجود

مسأله 219نمازگزار باید در هر رکعت از نمازهاى واجب و مستحب، بعد از رکوع دو سجده بجا آورد.

مسأله 220سجده آن است که اعضاى هفتگانه، یعنى پیشانى و کف دو دست و سر زانوها و سر دو انگشت بزرگ پاها (شَست)، را بر زمین بگذارد و در حال سجده واجب است ذکر بگوید.

مسأله 221در سجده سه مرتبه «سُبْحانَ اللّهِ» یا یک مرتبه «سُبْحانَ رَبِّىَ الاَْعْلى وَ بِحَمْدِهِ» بگوید.

مسأله 222در حال ذکر سجده، باید بدن آرام باشد.

مسأله 223اگر کسى پیش از آن که پیشانى او به زمین برسد و آرام گیرد، عمداً ذکر سجده را بگوید، نمازش باطل است و چنانچه از روى فراموشى باشد، باید دوباره، ذکر بگوید.

مسأله 224نمازگزار باید بعد از تمام شدن ذکر سجده اوّل بنشیند تا بدن آرام گیرد و دوباره به سجده رود.

مسأله 225اگر نمازگزار پیش از تمام شدن ذکر، عمداً سر از سجده بردارد، نمازش باطل است.

مسأله 226اگر موقعى که ذکر سجده را مى گوید، یکى از هفت عضو را عمداً از زمین بردارد، نماز باطل مى شود، ولى موقعى که مشغول گفتن ذکر نیست، اگر غیر از پیشانى، جاهاى دیگر را از زمین بردارد و دوباره بگذارد، اشکال ندارد.

مسأله 227اگر همراه با انگشتان شست پا، انگشتان دیگر هم به زمین برسد مانع ندارد.

مسأله 228نمازگزار باید در سجده پیشانى را بر زمین و یا آنچه از زمین مى روید، ولى خوراکى و پوشاکى نباشد، مانند چوب و برگ درخت، قرار دهد.

مسأله 229سجده بر چیزهاى معدنى; مانند طلا و نقره و عقیق و فیرزوه، صحیح نیست.

مسأله 230سجده بر چیزهایى که از زمین مى روید و خوراک حیوان است، مثل علف و کاه صحیح است.

مسأله 231سجده بر کاغذ، اگرچه از پنبه و مانند آن ساخته شده باشد، صحیح است.

مسأله 232براى سجده، بهتر از هر چیز تربت حضرت سیّدالشّهدا(علیه السلام) مى باشد و بعد از آن بدین ترتیب:

* خاک پاک * سنگ * گیاه

مسأله 233اگر در سجده اوّل، مُهر به پیشانى بچسبد و بدون این که مُهر را بردارد دوباره به سجده رود نمازش اشکال دارد.

وظیفه کسى که نمى تواند بطور معمول سجده کند

مسأله 234- کسى که نمى تواند پیشانى را به زمین برساند، باید به اندازه اى که مى تواند خم شود و مُهر را بر جاى بلندى بگذارد و سجده کند، ولى باید کف دستها و زانوها و انگشتان پا را بطور معمول بر زمین بگذارد.

مسأله 235- اگر نمى تواند این کار را انجام دهد باید براى سجده بنشیند و با سر اشاره کند، ولى احتیاط واجب آن است که قدرى خم شود و مُهر را بلند کند و بر پیشانى بگذارد.

سجده واجب قرآن

مسأله 236- در چهار سوره قرآن، آیه سجده است; که اگر انسان آن آیه را بخواند یا به آن گوش فرا دهد، بعد از تمام شدن آن آیه باید فوراً سجده کند، و اگر به گوشش بخورد احتیاط واجب سجده کردن است.

مسأله 237سوره هایى که آیه سجده دارد:

* سوره شماره 32= سوره سجده، آیه 15

* سوره شماره 41= سوره فُصِّلَت، آیه 37

* سوره شماره 53= سوره نجم، آیه 62

* سوره شماره 96= سوره عَلَق، آیه 19

مسأله 238- اگر سجده را فراموش کند، هر وقت یادش آمد باید سجده کند.

مسأله 239- اگر آیه سجده را از رادیو و ضبط صوت و مانند آن بشنود، بنابر احتیاط واجب باید سجده کند.

مسأله 240- اگر آیه سجده را از مثلِ بلندگو که صداى انسان را مى رساند بشنود، واجب است سجده کند.

مسأله 241- گفتن ذکر در این سجده واجب نیست، امّا مستحب مى باشد. مثلاً بگوید: لا اِلهَ إلاّ اللّهُ حَقّاً حَقّاً سَجَدْتُ لَکَ یا رَبِّ تَضَرُّعاً وَرِقّاً.

* تشهّد

مسأله 242- در رکعت دوم همه نمازها و رکعت آخر نمازهاى سه رکعتى و چهار رکعتى نمازگزار باید بعد از سجده بنشیند و در حال آرام بودن بدن، تشهّد بخواند.

* سلام

مسأله 243- در رکعت آخر نماز، پس از تشهّد باید سلام دهد و نماز را به پایان برد.

مُبطِلات نماز

آنگاه که نمازگزار، تکبیره الإحرام مى گوید و نماز را شروع مى کند، تا پایان آن، بعضى از کارها بر او حرام مى شود که اگر در نماز، یکى از آنها را انجام دهد نمازش باطل است، مثل: * سخن گفتن. * خندیدن. * گریستن. * روى از قبله برگرداندن. * خوردن و آشامیدن. * بر هم زدن صورت نماز. * کم یا زیاد کردن ارکان نماز

احکام مبطلات نماز

سخن گفتن:

مسأله 255اگر نمازگزار عمداً کلمه اى بگوید که دو حرف یا بیشتر داشته باشد، اگرچه آن کلمه معنایى هم نداشته باشد، نمازش باطل است. (بنابراحتیاط واجب).

مسأله 256اگر از روى فراموشى سخن بگوید; مثلاً متوجّه نبود که در حال نماز است، نماز باطل نمى شود.

مسأله 257سرفه کردن و عطسه نمودن نماز را باطل نمى کند.

مسأله 258در نماز نباید به کسى سلام کرد، ولى اگر کسى به نمازگزار سلام کند واجب است جواب او را بدهد، و باید همانطور که او سلام کرده جواب دهد; مثلاً اگر گفته: «سلامٌ علیکم» در جواب بگوید «سلامٌ علیکم» و اگر گفته: «سلام»، بگوید: «سلام»، در غیر نماز نیز جواب سلام واجب است.

خندیدن و گریستن:

مسأله 259اگر نمازگزار عمداً با صدا بخندد، نمازش باطل است. حتّى اگر بى اختیار بخندد نیز نمازش باطل مى شود.

مسأله 260لبخند زدن نماز را باطل نمى کند.

روى از قبله برگرداندن:

مسأله 261اگر عمداً به قدرى روى خود را از قبله برگرداند که نگویند رو به قبله است، نمازش باطل است، بنابر احتیاط واجب.

مسأله 262اگر سهواً تمام صورت را به طرف راست یا چپ قبله برگرداند، احتیاط واجب آن است که نماز را دوباره بخواند.

خوردن و آشامیدن:

مسأله 263اگر نمازگزار چیزى بخورد یا بیاشامد، نمازش باطل است.

مسأله 264اگر نمازگزار خرده غذائى که در دهانش باقى مانده فرو برد نمازش باطل نمى شود.

بر هم زدن صورت نماز:

مسأله 265اگر در بین نماز کارى کند که صورت نماز را بر هم زند; مثل دست زدن، به هوا پریدن و مانند اینها، هرچند از روى فراموشى باشد، نماز باطل مى شود.

مسأله 266اگر در بین نماز به قدرى ساکت بماند که نگویند نماز مى خواند، نمازش باطل است.

مسأله 267رها کردن نمازِ واجب (شکستن نماز) حرام است، بنابراحتیاط واجب; مگر در حال ناچارى، مانند این موارد: * حفظ جان خود یا دیگرى. * حفظ مال مهمّى از خود یا دیگرى. *جلوگیرى از ضرر مالى و بدنى.

مسأله 268شکستن نماز براى پرداخت بدهى مردم، در صورتى که بعد از نماز دسترسى به او پیدا نمى کند، واجب است.

مسأله 269شکستن نماز براى مالى که اهمّیّت چندانى ندارد مکروه است.

مسأله 270برخى از کارها در نماز مکروه است مانند: * برهم گذاشتن چشمها. * بازى کردن با انگشتان و دستها و موى سر یا صورت. * سکوت کردن در هنگام خواندن حمد، یا سوره، و یا ذکر، براى شنیدن حرف کسى. * هر کارى که خضوع و خشوع را از بین ببرد. * برگرداندن صورت به طرف راست یا چپ به مقدار کم (چون زیاد آن نماز را باطل مى کند).

شَکیّات نماز

شک در کارهاى نماز:

مسأله 271- اگر نمازگزار در انجام یکى از کارهاى نماز شک کند; یعنى نمى داند آن را بجا آورده است یا نه، اگر کار بعدى را شروع نکرده; یعنى هنوز از محلّ آن کار نگذشته است; باید آن را بجا آورد. ولى اگر بعد از داخل شدن در کار بعدى شک پیش آمده; به چنین شکّى اعتناء نمى کند و نماز را ادامه مى دهد و صحیح است. (مثلاً اگر در رکوع شک کند، سوره را بجا آورده یا نه، اعتنا نمى کند چون محلّ سوره گذشته است).

مسأله 272- اگر بعد از انجام جزئى از نماز در صحّت آن شک کند، یعنى نمى داند جزئى را که بجا آورده، صحیح انجام شده است یا نه، در این صورت به شکّ خود اعتناء نمى کند; یعنى بنا مى گذارد بر صحیح بودن آن و نماز را ادامه مى دهد و صحیح است.

شکهایى که نماز را باطل مى کند

مسأله 273- اگر در نماز دو رکعتى مثل نماز صبح یا در نماز مغرب شک در رکعت پیش آید، نماز باطل است.

مسأله 274- اگر بین یک و بیشتر از یک شک کند; مثلاً شک کند که در رکعت اول است یا دوم، نماز باطل است.

مسأله 275- اگر اصلاً نداند چند رکعت خوانده، نماز او باطل است.

مسأله 276- شک در رکعات نماز چهار رکعتى.

مسأله 277- شکهایى که نباید به آنها اعتنا کرد:

* در نماز مستحبّى.

* در نماز جماعت.

* پس از سلام نماز.

* بعد از گذشت وقت نماز.

* شک کثیرالشّک، یعنى کسى که بسیار شک مى کند.

مسأله 278- اگر در تعداد رکعتهاى نماز مستحبّى شک کند، بنا را بر دو مى گذارد، چون تمام نمازهاى مستحبّى – بجز نماز وتر و نماز اعرابى – دو رکعتى است. پس اگر شک بین یک و دو، یا دو و بیشتر از آن پیش آید، بنا بر دو مى گذارد و نماز صحیح است.

مسأله 279- در نماز جماعت، اگر امام جماعت در رکعتهاى نماز شک کند، ولى مأموم شک نداشته باشد و به امام بفهماند که رکعت چندم است، امام جماعت نباید به شکّ خود اعتناء کند، همچنین اگر مأموم شک کند، ولى امام جماعت شک نداشته باشد، از امام جماعت پیروى مى کند و نماز او صحیح است.

مسأله 280- اگر بعد از سلام نماز شک کند که نمازش صحیح بوده یا نه; مثلاً شک کند رکوع کرده یا نه، یا شک کند که چهار رکعت خوانده یا پنج رکعت، به شکّ خود اعتنا نکند.

مسأله 281- اگر بعد از گذشتن وقت نماز شک کند که نماز خوانده یا نه، یا گمان کند که نخوانده، خواندن آن لازم نیست; ولى اگر پیش از گذشتن وقت شک کند که نماز را خوانده یا نه، باید نماز را بخواند.

مسأله 282- اگر یکى از شکهایى که نماز را باطل مى کند پیش آید، باید مقدارى فکر کند و چنانچه چیزى یادش نیامد و شک باقى ماند، نماز را بهم مى زند و دوباره شروع مى کند.

نماز احتیاط

مسأله 283در مواردى که نماز احتیاط واجب مى شود، مثل شک بین 3 و 4، باید بعد از سلام نماز، بدون آن که صورت نماز را بهم بزند و یا یکى از مبطلات نماز را انجام دهد برخیزد و بدون اذان و اقامه تکبیر بگوید و نماز احتیاط را بخواند.

مسأله 284فرق نماز احتیاط با نمازهاى دیگر: * نیّت آن را نباید به زبان آورد. * سوره و قنوت ندارد. * سوره حمد، حتّى بسم اللّه را باید آهسته بخواند. (بنابر احتیاط واجب).

مسأله 285اگر یک رکعت نماز احتیاط، واجب باشد پس از سجده ها، تشهّد مى خواند و سلام مى دهد و اگر دو رکعت واجب شده باشد در پایان کعت دوم تشهّد بخواند و سلام دهد.

سجده سهو

هر کم و زیادى در غیر ارکان نماز حاصل شود و نیز در کلام سهوى و سلام سهوى، سجده سهو بجا مى آورد و همچنین در شک بین 4 و 5، و سجده سهو چنین است که بعد از سلام نماز، به سجده رود و بگوید: «بِسْمِ اللّهِ وَ بِاللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا النَّبِىُّ وَ رَحْمَهُ اللّهِ وَ بَرَکاتُهُ». و بعد بنشیند و دوباره به سجده رود و ذکر بالا را بگوید، سپس بنشیند و تشهّد و سلام را بخواند. و احتیاطاً فقط سلام آخر را بگوید.

نماز مسافر

مسأله 287- انسان باید در سفر، نمازهاى چهار رکعتى را شکسته، یعنى دو رکعت، بجا آورد; به شرط آن که مسافرتش از هشت فرسخ کمتر نباشد. ]هشت فرسخ شرعى در حدود 43 کیلومتر است[.

مسأله 288- اگر مسافر از جایى که نمازش تمام است; مثل وطن، حدّاقل چهار فرسخ مى رود، و چهار فرسخ برمى گردد، نمازش در این سفر هم شکسته است.

مسأله 289- کسى که به مسافرت مى رود، زمانى باید نمازش را شکسته بخواند که حدّاقل به مقدارى دور شود که اذان آنجا را نشنود، یا این که اهل آنجا او را نبینند و نشانه آن این است که او اهل آنجا را نبیند و چنانچه قبل از آن که به این مقدار دور شود، بخواهد نماز بخواند، باید تمام بخواند.

مسأله 290- اگر به جایى مى رود که دو راه دارد، یک راه آن کمتر از هشت فرسخ و راه دیگر آن هشت فرسخ یا بیشتر باشد، اگر از راهى که هشت فرسخ است برود، باید نماز را شکسته بخواند و اگر از راهى که هشت فرسخ نیست برود باید نماز را چهار رکعتى بخواند.

مسأله 291در این موارد نماز تمام است:

  • قبل از آنکه هشت فرسخ برود، از وطن خود مى گذرد و یا در جائى قصد دارد ده روز بماند.
  • از اوّل قصد نداشته است به سفر هشت فرسخى برود و بدون قصد، این مسافت را پیموده; مثل کسى که به دنبال گمشدهاى مى گردد.
  • قبل از رسیدن به چهار فرسخ از رفتن منصرف شود.
  • کسى که شغل او مسافرت است، مثل راننده قطار و ماشینهاى برونشهرى، خلبان، ملوان (در سفرى که شغل اوست) همچنین کسانى که براى کار یا تحصیل از جائى به جاى دیگر رفت و آمد دارند.
  • کسى که براى کارش بطور متعارف حدّاقل هفتهاى سه روز مسافرت مى رود و آخر هفته به وطن خود برمى گردد.
  • کسى که به سفر حرام مىرود; مانند سفرى که موجب اذیّت پدر و مادر باشد. در همه اینها نماز تمام است.
  • در این مکانها نیز نماز تمام است: * در وطن. * در جایى که بنا دارد ده روز بماند. * در جایى که سى روز با تردید مانده است; یعنى معلوم نبوده که مىماند یا مى رود و تا سى روز به همین حالت مانده، و باید بعد از سى روز نماز را تمام بخواند.

وطن کجاست؟

مسأله 292- وطن، جایى است که انسان براى اقامت و زندگى خود اختیار کرده است، خواه در آنجا به دنیا آمده و وطن پدر و مادرش باشد، یا خودش آنجا را براى زندگى اختیار کرده است.

مسأله 293- فرزند، تا زمانى که با پدر و مادر زندگى مى کند و مستقل نشده است، همان وطن پدر و مادر وطن او مى باشد، هرچند در آنجا به دنیا نیامده باشد و پس از آن که در زندگى مستقل شد، اگر جاى دیگرى را براى زندگى مستمر اختیار کرد، آنجا وطن او مى شود.

مسأله 294- تا انسان قصد ماندنِ مستمر در غیر وطن اصلى خودش را نداشته باشد، آنجا وطن او حساب نمى شود.

مسأله 295- اگر قصد دارد در محلّى که وطن اصلى او نیست مدّتى بماند; مثلاً یک سال یا بیشتر، آنجا مانند وطن او حساب مى شود، مانند دانشجویى که مدّتى براى تحصیل در شهرى مى ماند.

مسأله 296- اگر انسان بدون قصد ماندن مستمر و بدون قصد رفتن در جایى آن قدر بماند که مردم او را اهل آنجا بدانند، آنجا حکم وطن او را دارد.

مسأله 297- اگر به جایى برود که قبلاً وطن او بوده، ولى هم اکنون از آنجا اِعراض کرده است; یعنى بنا گذاشته که دیگر براى سکونت مستمر به آنجا برنگردد، نباید نماز را تمام بخواند، اگرچه در آنجا خانه دارد یا گه گاه دیدن مى کند.

مسأله 298- مسافرى که به وطنش بر مى گردد، وقتى به جایى برسد که اهل وطن او را ببینند و صداى اذان را بشنود باید نماز را تمام بخواند.

قصد ده روز

مسأله 299- مسافرى که قصد کرده ده روز در محلى بماند، اگر بیشتر از ده روز در آنجا بماند، تا وقتى مسافرت نکرده است باید نمازش را تمام بخواند و لازم نیست دوباره قصد ماندن ده روز کند.

مسأله 300- اگر مسافر از قصد ده روز برگردد:

الف: قبل از خواندن نماز چهار رکعتى از قصد خود برگردد; باید نماز را شکسته بخواند.

ب: بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتى از قصد خود برگردد; تا وقتى که در آنجا هست باید نماز را تمام بخواند.

نماز قضاء

نماز قضاء، نمازى را گویند که بعد از وقت خوانده شود.

مسأله 301انسان باید نمازهاى واجب را در وقت معیّن آن بخواند و چنانچه خداى نکرده بدون عذر نمازى از او قضاء شود گناهکار است و باید توبه کرده و قضاى آن راهم بجا آورد.

مسأله 302در دو مورد، بجا آوردن قضاى نماز، واجب است:

الف: نماز واجب را در وقت آن، نخوانده باشد.

ب: بعد از وقت متوجّه شود نمازى که خوانده است باطل بوده.

مسأله 303کسى که نماز قضاء دارد، نباید در خواندن آن کوتاهى کند، ولى واجب نیست فوراً آن را بجا آورد.

مسأله 304قضاى نمازهاى روزانه لازم نیست به ترتیب خوانده شود، ولى اگر نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشاء یک روز باشد، باید به ترتیب بخواند.

مسأله 305کسى که مى داند نماز قضاء دارد، ولى شماره آنها را نمى داند; مثلاً نمى داند چهارتا بوده یا پنج تا، چنانچه کمتر را بخواند کافى است.

مسأله 306اگر شماره آنها را مى دانسته، ولى اتّفاقاً فراموش کرده است اگر مقدار کمتر را بخواند کفایت مى کند.

مسأله 307نماز قضاء را با جماعت مى توان خواند، چه نماز امام جماعت أدا باشد یا قضا، و لازم نیست هر دو، یک نماز را بخوانند، مثلاً اگر نماز قضاى صبح را با نماز ظهر یا عصر امام بخواند، اشکال ندارد.

مسأله 308اگر مسافرى که باید نماز را شکسته بخواند، نماز ظهر یا عصر یا عشاء، از او قضا شود، باید آن را دو رکعتى بجا آورد، اگرچه در شهر خودش باشد.

مسأله 309در سفر نمى توان روزه گرفت، حتى روزه قضاء، ولى نماز قضاء مى توان بجا آورد.

مسأله 310اگر در سفر بخواهد نمازهایى را که در غیر سفر قضاء شده است بجا آورد، باید نمازهاى ظهر و عصر و عشاء را چهار رکعتى قضاء کند.

مسأله 311نماز قضا را در هر وقتى مى توان بجا آورد.

نماز قضاى پدر و مادر

مسأله 312- تا انسان زنده است، اگرچه از خواندن نماز خود عاجز باشد، دیگرى نمى تواند نمازهاى او را قضاء کند.

مسأله 313- پس از مرگ پدر یا مادر، نماز و روزه هایى را که به خاطر عذرى بجا نیاورده باشد، بر پسر بزرگتر او واجب است آن نماز و روزه ها را قضاء کند.

نماز جماعت

اهمّیّت نماز جماعت

گذشته از آن که در روایات زیادى، براى نماز جماعت، اَجر و پاداش بسیارى وارد شده است، با دقّت در مضمون روایات اسلامى به اهمّیّت این عبادت پى مى بریم، و در اینجا به برخى از آنها اشاره مى کنیم:

مسأله 314- شرکت در نماز جماعت براى هر کس مستحبّ است; بویژه براى همسایه مسجد.

مسأله 315- مستحبّ است، انسان صبر کند که نماز را به جماعت بخواند.

مسأله 316- نماز جماعت، هرچند اوّل وقت خوانده نشود، از نماز فُراداىِ اوّل وقت بهتر است.

مسأله 317- نماز جماعتى که مختصر خوانده مى شود، از نماز فُرادایى که آن را طول بدهد بهتر است.

مسأله 318- سزاوار نیست انسان بدون عذر نماز جماعت را ترک کند.

مسأله 319- حاضر نشدن به نماز جماعت از روى بى اعتنایى به آن، جایز نیست.

    شرایط نماز جماعت

مسأله 320- در نماز جماعت، شرایط زیر باید مراعات شود:

  • مأموم از امام جلوتر نایستد، و احتیاط واجب آن است کمى عقبتر بایستد.
  • جایگاه امام جماعت از جایگاه مأمومین، بالاتر نباشد. (مقدار کم و سراشیبى مختصر مانعى ندارد).
  • فاصله امام و مأموم و فاصله صفها، زیاد نباشد، و احتیاط آن است که فاصله بیش از دو سه قدم نباشد.
  • بین امام و مأموم و همچنین بین صفها، چیزى مانند دیوار یا پرده مانع نباشد، ولى نصب پرده و مانند آن بین صفِ مردها و زنها اشکال ندارد.

مسأله 321- امام جماعت باید بالغ و عادل باشد و نماز را بطور صحیح بخواند.

پیوستن به نماز جماعت (اقتدا کردن)

مسأله 322- در هر رکعت، تنها در بین قرائت و در رکوع مى توان به «امام» اقتدا کرد، پس اگر به رکوع امام جماعت نرسد، باید در رکعت بعد اقتدا کند، و اگر تنها به رکوع امام جماعت هم برسد، یک رکعت به حساب مى آید.

مسأله 323- حالتهاى مختلف براى پیوستن به نماز جماعت.

* رکعت اوّل

  • در بین قرائت: مأموم حمد و سوره را نمىخواند و بقیّه اعمال را با امام جماعت بجا مى آورد.
  • در رکوع: رکوع و بقیّه اعمال را با امام جماعت بجا مىآورد.

* رکعت دوم

  • در بین قرائت: مأموم حمد و سوره را نمىخواند و با امام، قنوت و رکوع و سجده را بجا مى آورد و آنگاه که امام جماعت تشهّد مى خواند، بنابراحتیاط واجب باید به صورت نیم خیز، بنشیند و اگر نماز دو رکعتى است بعد از سلام امام یک رکعت دیگر به تنهایى بخواند و نماز را تمام کند و اگر سه یا چهار رکعتى است، در رکعت دوم که امام جماعت در رکعت سوم مى باشد، حمد و سوره را خودش آهسته بخواند و آنگاه که امام جماعت رکعت سوم را تمام کرد، و براى رکعت چهارم برمى خیزد، مأموم باید پس از دو سجده، تشهّد بخواند، و براى خواندن رکعت سوم برخیزد و در رکعت آخر نماز که امام جماعت با تشهّد و سلام، نماز را به پایان مى برد او نیم خیز مى نشیند سپس یک رکعت دیگر را خودش مى خواند.
  • در رکوع: رکوع را با امام جماعت بجا مىآورد و بقیّه نماز را همانگونه که گفته شد، انجام مى دهد.

* رکعت سوم

  • در بین قرائت: زمانى که مىداند اگر اقتدا کند، براى خواندنِ حمد و سوره و یا حمد تنها وقت دارد، مى تواند اقتدا کند و باید حمد و سوره و اگر امام به رکوع رفت فقط حمد را بخواند، ولى اگر مى داند فرصت ندارد، باید صبر کند تا امام جماعت به رکوع رود، سپس به او اقتدا کند.
  • در رکوع: چنانچه در رکوع اقتدا کند، رکوع را با امام بجا مىآورد و حمد و سوره براى آن رکعت لازم نیست و بقیه نماز را همانگونه که قبلاً بیان شد بجا مى آورد.

* رکعت چهارم

  • در بین قرائت: حکم اقتدا در رکعت سوم را دارد، و آنگاه که امام جماعت در رکعت آخر نماز براى تشهّد و سلام مىنشیند، مأموم بطور نیم خیز بنشیند تا تشهّد و سلام امام جماعت تمام شود و سپس برخیزد و بقیّه نماز را خودش بخواند.
  • در رکوع: رکوع و سجده ها را با امام بجا مى آورد، (اکنون رکعت چهارم امام و رکعت اوّل مأموم است) و بقیّه نماز را همانگونه که در مسأله قبل گذشت انجام مى دهد.

احکام نماز جماعت

مسأله 324- اگر امام جماعت یکى از نمازهاى یومیّه را مى خواند، هر کدام از نمازهاى یومیّه را مى توان به او اقتدا کرد، بنابراین اگر امام، نماز عصر را مى خواند، مأموم مى تواند، نماز ظهر را به او اقتدا کند، و اگر مأموم پس از آن که نماز ظهر را خواند، جماعت برپا شود مى تواند، نماز عصر را به ظهر امام اقتدا کند.

مسأله 325- مأموم مى تواند نماز قضاى خود را به نماز اداى امام، اقتدا کند، هرچند قضاى دیگر نمازهاى یومیّه باشد، مثلاً امام جماعت نماز ظهر را مى خواند و او قضاى نماز صبح را.

مسأله 326- نماز جماعت، حدّاقل با دو نفر برپا مى شود، یک نفر امام و یک نفر مأموم، مگر در نماز جمعه که حدّاقل باید پنج نفر باشند.

مسأله 327- نمازهاى مستحبّى را نمى توان به جماعت خواند، مگر نماز طلب باران.(1)

مسأله 328- مأموم نباید تکبیره الإحرام را پیش از امام بگوید.

مسأله 329- مأموم، باید غیر از حمد و سوره همه چیز نماز را خودش بخواند، ولى اگر رکعت اوّل یا دوم او، همراه رکعت سوم یا چهارم امام باشد، باید حمد و سوره را نیز خودش بخواند.

نمـاز آیـات

مسأله 339- یکى از نمازهاى واجب «نماز آیات» است که به سبب پیش آمدن این حوادث واجب مى شود: زلزله، خسوف (ماه گرفتگى)، کسوف (خورشیدگرفتگى)، و نیز رعد و برق شدید و وزیدن بادهاى زرد و سرخ در صورتى که مایه وحشت نوع مردم شود.

چگونگى نماز آیات

مسأله 340- نماز آیات دو رکعت است و هر رکعت آن پنج رکوع دارد. قبل از هر رکوع، سوره حمد و سوره دیگرى از قرآن خوانده مى شود; یعنى در دو رکعت، ده حمد و ده سوره خوانده مى شود، ولى مى توان یک سوره را پنج قسمت کرده و قبل از هر رکوع یک قسمت از آن را خواند، که در این صورت، در دو رکعت دو حمد و دو سوره خوانده مى شود.

در اینجا با تقسیم سوره «اخلاص» چگونگى نماز آیات را مى آوریم:

* رکعت اوّل

پس از تکبیره الإحرام سوره حمد را بخواند و «بسم اللّه الرّحمن الرّحیم» بگوید و به رکوع رود.

سپس بایستد و بگوید: «قل هو اللّه احد» و به رکوع رود.

بار دیگر بایستد و بگوید: «اللّه الصمد» و به رکوع رود.

سر از رکوع بردارد و بگوید: «لم یلد و لم یولد» و به رکوع رود.

از رکوع سر بردارد و بگوید: «و لم یکن له کفواً احد» و به رکوع رود.

و بعد از سر برداشتن از رکوع به سجده رود و پس از انجام دو سجده براى رکعت دوم برخیزد و در همه رکوعها ذکر رکوع مطابق معمول گفته شود.

* رکعت دوم

رکعت دوم را نیز مانند رکعت اوّل بجا مى آورد و سپس با تشهّد و سلام، نماز را به پایان مى برد.

احکام نماز آیات

مسأله 341- اگر یکى از سبب هاى نماز آیات فقط در شهرى اتّفاق بیفتد، مردم همان شهر باید نماز آیات بخوانند و بر مردم جاهاى دیگر واجب نیست.

مسأله 342- اگر در یک رکعت از نماز آیات پنج مرتبه حمد و سوره بخواند و در رکعت دیگر یک حمد بخواند و سوره را تقسیم کند صحیح است.

مسأله 343- قنوت در نماز آیات مستحبّ است و اگر یک قنوت پیش از رکوع دهم بخواند کافى است.

مسأله 344- هر یک از رکوع هاى نماز آیات، رکن است، که اگر عمداً یا سهواً کم یا زیاد شود، نماز باطل است.

مسأله 345- نماز آیات را مى توان به جماعت خواند، که در این صورت حمد و سوره ها را تنها امام جماعت مى خواند.

نافله هاى شبانه روزى

نافله هاى شبانه روزى در غیر روز جمعه 34 رکعت است که از جمله آنها یازده رکعت «نافله شب» و دو رکعت «نافله صبح» و دو رکعت «نافله عشاء» مى باشد که به صورت نشسته بجا آورده مى شود و چهار رکعت «نافله مغرب» که ثواب بسیار دارد.

روزه

نیّت روزه

مسأله 356- روزه از عبادات است و باید براى انجام فرمان خداوند بجا آورده شود و این همان «نیّتِ» روزه است.

مسأله 357- انسان مى تواند در هر شب ماه رمضان براى روزه فرداى آن، نیّت کند، و بهتر است که شب اوّل ماه هم، روزه همه ماه را نیّت کند.

مسأله 358- لازم نیست نیّت روزه را به زبان بگوید، بلکه همین قدر که براى انجام دستور خداوند عالم از اذان صبح، تا مغرب، کارى که روزه را باطل مى کند، انجام ندهد کافى است، کسى که براى خوردن سحرى برمى خیزد حتماً نیّت روزه دارد.

مُبطلات روزه

مسأله 359- چنان که گفتیم روزه دار باید از «اذان صبح» تا «مغرب» از برخى کارها بپرهیزد و اگر یکى از آنها را عمداً انجام دهد، روزه اش باطل مى شود، به مجموعه این کارها «مُبطلاتِ روزه» گفته مى شود، که از جمله آنهاست:  خوردن و آشامیدن. * رساندن غبار غلیظ به حلق. * فرو بردن تمام سر در آب. * قى کردن.

احکام مُبطلات روزه

* خوردن و آشامیدن

مسأله 360- اگر روزه دار عمداً چیزى بخورد یا بیاشامد، روزه اش باطل مى شود.

مسأله 361- اگر کسى عمداً چیزى را که لاى دندانش مانده است فرو برد، روزه اش باطل مى شود.

مسأله 362- فرو بردن آب دهان، روزه را باطل نمى کند، هرچند زیاد باشد.

مسأله 363- اگر روزه دار به سبب فراموشى (نمى داند روزه است) چیزى بخورد یا بیاشامد، روزه اش باطل نمى شود، خواه کم باشد یا زیاد.

مسأله 364- انسان نمى تواند، بخاطر ضعف، روزه را بخورد، ولى اگر ضعف او به قدرى است که معمولاً نمى شود آن را تحمّل کرد، یا سبب بیمارى مى شود، خوردن روزه اشکال ندارد.

* تزریق آمپول

مسأله 365- احتیاط واجب آن است که روزه دار از تزریق آمپولهاى غذائى و تقویتى و داروئى پرهیز کند; ولى آمپولهایى که محل را سِر مى کند (مانند آمپول براى کشیدن دندان) مانعى ندارد.

* رساندن غبار غلیظ به حلق

مسأله 366- اگر روزه دار غبار غلیظى به حلق برساند، بنابراحتیاط واجب روزه اش باطل مى شود; چه غبار خوراکیها باشد مانند آرد، یا غیر خوراکى، مانند خاک.

* فرو بردن تمام سر در آب

مسأله 367- اگر روزه دار عمداً تمام سر را در آب فرو برد، بنا بر احتیاط واجب روزه اش باطل مى شود. ولى دوش حمام و مانند آن مانعى ندارد.

مسأله 368- اگر روزه دار بى اختیار در آب بیفتد و تمام سر او را آب بگیرد، یا فراموش کند که روزه است و سر در آب فرو برد، روزه او باطل نمى شود; ولى همین که فهمید باید فوراً سر را از آب بیرون آورد.

* قى کردن

مسأله 369- هرگاه روزه دار عمداً قى کند، هرچند به سبب بیمارى باشد، روزه اش باطل مى شود.

مسأله 370- اگر روزه دار نداند روزه است، یا بى اختیار قى کند، روزه اش باطل نمى شود.

قضا و کفّاره روزه

مسأله 371- اگر کسى روزه ماه رمضان را در وقت آن نگیرد، یا آن را باطل کند، باید بعد از ماه رمضان قضاى آن را بجا آورد.

مسأله 372- کسى که بدون عذر روزه خود را با یکى از مبطلات روزه باطل کند، باید قضاى آن را بجا آورده و یکى از این کارها را نیز انجام دهد:

* آزاد کردن یک برده.

* دو ماه روزه گرفتن که سى و یک روز آن باید پى درپى باشد.

* سیر کردن شصت فقیر، یا دادن یک مُدّ طعام به هر یک از آنها، کسى که کفّاره بر او واجب شود، باید یکى از این سه را انجام دهد، و چون امروز «برده» وجود ندارد، مورد دوم یا سوم را انجام مى دهد، و اگر هیچ یک از اینها برایش مقدور نیست، باید یا 18 روز روزه بگیرد و یا چند مُدّ طعام به فقیر بدهد و اگر نتواند، هرچند روز را که مى تواند روزه بگیرد و اگر آن را هم نتواند انجام دهد، باید استغفار کند.

احکام قضا و کفّاره روزه

مسأله 373- لازم نیست قضاى روزه را فوراً بجا آورد، ولى بنابراحتیاط واجب باید تا رمضان سال بعد، انجام دهد.

مسأله 374- انسان نباید در بجا آوردن کفّاره کوتاهى کند، ولى لازم نیست، فوراً آن را انجام دهد و اگر چند سال بر آن بگذرد چیزى بر آن اضافه نمى شود.

مسأله 375- اگر به سبب عذرى مانند سفر، روزه نگرفته و پس از رمضان عذر او برطرف شود و تا رمضان سال بعد، عمداً قضاى آن را بجا نیاورد، باید علاوه بر قضا، براى هر روز، یک مُدّ طعام به فقیر بدهد.

مسأله 376- اگر به سبب بیمارى نتواند روزه بگیرد و آن بیمارى تا رمضان سال بعد طول بکشد قضاى آن ساقط مى شود، ولى باید براى هر روز یک مُدّ طعام به فقیر بدهد.

روزه مسافر

مسأله 377- مسافرى که باید نمازهاى چهار رکعتى را در سفر، دو رکعت بخواند، نمى تواند در آن سفر روزه بگیرد; ولى باید قضاى آن را بجا آورد، و مسافرى که نمازش را تمام مى خواند; مثل کسى که شغل او سفر است، باید در سفر روزه بگیرد.

مسأله 378- اگر روزه دار بعد از ظهر مسافرت کند، باید روزه خود را تمام کند و صحیح است.

مسأله 379- اگر روزه دار پیش از ظهر مسافرت کند، وقتى به «حدّ ترخّص» برسد; یعنى به جایى برسد که صداى اذان شهر را نشنود و اهل آنجا او را نبینند، باید روزه خود را رها کند و اگر پیش از آن روزه را باطل کند، علاوه بر قضا، بنابراحتیاط واجب، کفّاره هم دارد.

مسأله 380- مسافرت در ماه رمضان اشکال ندارد، ولى اگر براى فرار از روزه باشد مکروه است.

مسأله 381- اگر مسافر، پیش از ظهر به وطنش برسد، یا به جایى برسد که مى خواهد ده روز در آنجا بماند، چنانچه تا آن وقت، کارى که روزه را باطل مى کند انجام نداده است، باید آن روز را روزه بگیرد و اگر انجام داده، باید بعداً قضاى آن را بجا آورد.

مسأله 382- اگر مسافر بعد از ظهر به وطنش یا به جایى که مى خواهد ده روز بماند برسد، نباید آن روز را روزه بگیرد، و بعداً قضاى آن را بجا مى آورد.

زکاتِ فطره

مسأله 383- کسانى که فقیر نیستند; یعنى هزینه سال خود را دارند، باید روز عید فطر مقدارى از مال خود را به عنوان زکاتِ فطره به فقیر بدهند.

مقدار زکات فطره

مسأله 384- براى خودش و کسانى که نان خور او هستند; مانند همسر و فرزند، هر نفر یک صاع (تقریباً سه کیلو) مى دهد.

 جنس زکات فطره

مسأله 385- جنس زکات فطره، گندم، جو، خرما، کشمش، برنج، ذرّت و مانند اینهاست، و نیز اگر پول یکى از اینها داده شود کافى است. و احتیاط واجب آن است که از جنس یکى از موادّ غذائى باشد که در آن شهر معمول و متعارف است.

اشیاء گمشده

مسأله 422- اگر شخصى چیزى پیدا کند ولى برندارد، وظیفه خاصّى بر عهده اش نمى آید.

مسأله 423- اگر چیزى پیدا کند و بردارد، احکام خاصّى به این شرح دارد:

اگر قیمت آن کمتر از 6/12 نخود نقره سکّه دار است و صاحب آن معلوم نباشد مى تواند براى خودش بردارد; ولى اگر صاحبش پیدا شد بنابر احتیاط واجب باید عوض آن را به او بدهد.

اگر قیمت آن بیشتر از 6/12 نخود نقره سکّه دار است; ولى نشانه اى دارد که مى توان با آن صاحبش را پیدا کرد باید تا یک هفته هر روز و بعد از آن هفته اى یک بار اعلام کند و چنانچه تا یک سال اعلام کرد و صاحبش پیدا نشد مى تواند براى خودش بردارد به قصد آن که: اگر صاحبش پیدا شد عوض آن را به او بدهد، ولى احتیاط مستحب آن است که از طرف صاحبش به شخص نیازمندى صدقه بدهد.

مسأله 424- اگر مى داند، اعلام کردن فایده ندارد و یا از پیدا شدن صاحبش ناامید شده است، اعلام لازم نیست، و آن را به شخص نیازمندى بدهد.

عوض شدن کفش

مسأله 425- اگر کفش انسان را ببرند و کفش دیگرى به جاى آن مانده باشد، چنانچه مى داند کفشى که مانده، مالِ کسى است که کفش او را برده است، و دسترسى به او ندارد، مى تواند آن را به جاى کفش خودش بردارد، ولى اگر قیمت آن کفش بیشتر از قیمت کفش خودش باشد، و از پیدا شدن صاحبش ناامید شود، باید مبلغ اضافى را به شخص فقیرى بدهد.

مسأله 426- اگر احتمال مى دهد، کفشى که مانده، مالِ کسى نیست که کفش او را برده، و دسترسى به او نیست، باید صاحبش را جستجو کند و چنانچه از پیدا کردن وى مأیوس شود، قیمت آن یا خودش را، به شخص نیازمندى مى دهد.

غـَـصـب

غَصب آن است که انسان، به ناحق و از روى ظلم و ستم، بر اموال دیگران یا حقوق آنان مسلّط شود.

غصب از گناهان بزرگ است و انجام دهنده آن در قیامت به عذاب سخت گرفتار مى شود. و در این جهان نیز عواقب دردناکى دارد.

مسأله 427- اگر انسان چیزى را غصب کند، علاوه بر آن که کار حرامى کرده، باید آن را به صاحبش برگرداند و اگر آن چیز از بین برود، باید عوض آن را به او بدهد.

مسأله 428- اگر چیزى را که غصب کرده، خراب کند، باید آن را برگرداند و تفاوت قیمت آن را هم بدهد.

مسأله 429- اگر چیزى را که غصب کرده، تغییرى در آن داده که از اوّلش بهتر شده باشد، مثل اینکه دوچرخه را تعمیر کرده، باید آن را به همان صورت، به او بدهد، و نمى تواند براى زحمتى که کشیده مزد بگیرد، و حق ندارد آن را تغییر دهد که مثل اوّلش بشود، به علاوه باید معادل کرایه آن را در مدّتى که غصب کرده، بپردازد.

امانتداری

مسأله 413- کسى که توانائى ندارد از امانت نگهدارى کند، نباید چیزى را به امانت قبول کند.

مسأله 414- کسى که چیزى را امانت مى گذارد، هروقت بخواهد مى تواند آن را پس بگیرد و کسى که امانت را قبول مى کند، هر وقت بخواهد مى تواند آن را به صاحبش برگرداند به شرط این که امانت به خطر نیفتد.

مسأله 415- کسى که امانت را قبول مى کند، اگر براى آن، جاى مناسبى ندارد، باید جاى مناسبى تهیّه کند; مثلاً اگر امانت، پول است و در خانه نمى تواند نگهدارى کند، به بانک بسپارد.

مسأله 416- امانتدار باید طورى از امانت نگهدارى کند، که مردم نگویند در امانت خیانت و یا در نگهدارى آن کوتاهى کرده است.

مسأله 417- اگر امانت مردم از بین برود دو حالت دارد:

الف: اگر امانتدار در نگهدارى آن کوتاهى کرده باشد، باید عوض آن را به صاحبش بدهد.

ب: اگر در نگهدارى آن کوتاهى نکرده و بطور اتّفاقى آن مال از بین رفته; مثلاً سیل برده، یا سارقى آن را از محلّ امن و امان دزدیده است، در این صورت امانتدار ضامن نمى باشد و لازم نیست عوض آن را بدهد.

مسأله 418- امانتدار نمى تواند از امانت استفاده کند، مگر با اجازه صاحب آن، و اگر صاحب امانت بمیرد باید آن را به ورثه او بدهد.

احکام دیگر

احکام سلام کردن

مسأله 456- سلام کردن به دیگران مستحب، ولى جواب سلام واجب است.

مسأله 457- سلام کردن به کسى که در حال خواندن نماز مى باشد، مکروه است.

مسأله 458- اگر کسى به نمازگزار سلام کند باید همانطور که او سلام کرده جواب دهد; مثلاً اگر گفته: «سلامٌ علیکم» در جواب بگوید: «سلامٌ علیکم» و اگر گفت: «سلام»، بگوید: «سلام».

مسأله 459- کسى که نماز مى خواند، جایز نیست به دیگران سلام کند.

مسأله 460- سلام را باید فوراً جواب داد.

مسأله 461- اگر دو نفر، همزمان به یکدیگر سلام کنند، بر هر کدام واجب است، جواب سلام دیگرى را بدهد.

مسأله 462- جواب سلام بچّه نیز واجب است و اگر غیر مسلمان سلام کند در جواب فقط مى گوید: سلام

آداب سلام کردن

مسأله 463- مستحبّ است: سواره به پیاده و ایستاده به نشسته و گروه اندک به گروه زیاد و کوچکتر به بزرگتر سلام کند.

مسأله 464- مستحبّ است، در غیر نماز، جواب سلام را بهتر از آن بدهد، مثلاً اگر کسى بگوید : سلامٌ علیکم مستحبّ است در جوابش بگوید: سلامٌ علیکم و رحمه اللّه

مسأله 465- سلام کردن مرد به زن جوان نامحرم مکروه است.

احـکام قـرآن

مسأله 466- قرآن همیشه باید پاک و تمیز باشد و نجس کردن خط و ورق قرآن، حرام است، و اگر نجس شود باید فوراً آن را به طرز صحیحى آب بکشند.

مسأله 467- اگر جلد قرآن نجس شود و بى احترامى به قرآن باشد، باید آنرا هم آب بکشند.

لَمس کردن خطوط قرآن

مسأله 468- دست زدن، بوسیدن و رساندن جایى از بدن به نوشته قرآن، براى کسى که وضو ندارد حرام است.

مسأله 469- در لمس نوشته قرآنى، فرقى بین آیات و کلمات، بلکه حروف و حتّى حرکاتِ آن نیست.

مسأله 470- در چیزى که قرآن بر آن نوشته شده است، بین کاغذ و زمین ودیوار و پارچه فرقى نیست.

مسأله 471- در نوشته قرآنى فرقى نیست که با قلم نوشته شده باشد یا چاپ یا گچ و یا چیز دیگر.

مسأله 472- اگر نوشته قرآنى در قرآن هم نباشد، لمس آن حرام است. پس اگر آیه اى از قرآن در کتاب دیگرى نوشته شده باشد، بازهم لمس آن بدون وضو حرام است.

مسأله 473- موارد زیر، لمس نوشته قرآن به حساب نمى آید و حرام نمى باشد:

لمس آن از پشت شیشه، یا پلاستیک.

لمس ورق قرآن و جلد آن و اطراف نوشته ها.

لمس ترجمه قرآن، به هر لغتى باشد، مگر اسم خداوند که به هر لغتى باشد، لمس آن براى کسى که وضو ندارد حرام است، مانند کلمه خدا

مسأله 474- کلماتى که مشترک بین قرآن و غیر قرآن است مانند «مؤمن»، «اَلّذین» اگر نویسنده به قصد قرآن نوشته باشد لمس آن بدون وضو حرام است. (بنابر احتیاط).

مسأله 475- لمس خطوط قرآن بر جُنُب، حرام است.

مسأله 476- انسان جُنُب نباید آیات سجده واجب قرآن را بخواند،(تفصیل آن در مسأله 121 گذشت).

قسم خوردن

مسأله 477- اگر کسى به یکى از اسامى خداوند عالَم مانند «خدا» و «اللّه» قسم بخورد که کارى را انجام دهد، یا ترک کند، مثلاً سوگند بخورد که دو رکعت نماز بخواند، واجب است به آن عمل کند.

مسأله 478- اگر عمداً به سوگندى که خورده است عمل نکند، باید کفّاره بدهد و کفّاره آن یکى از دو چیز است:

سیر کردن ده فقیر.

پوشاندن ده فقیر.

و اگر هیچکدام از اینها را نتواند انجام دهد، باید سه روز روزه بگیرد.

مسأله 479- کسى که براى اثبات چیزى قسم مى خورد، اگر حرف او راست باشد، قسم خوردن او مکروه است و اگر دروغ باشد، حرام و از گناهان بزرگ است. ولى کفّاره ندارد، کفّاره در جائى است که چیزى را بر عهده بگیرد و سپس انجام ندهد.

مسائل متفرقه

مسأله 480اگر انسان به صورت کسى سیلى یا چیز دیگرى بزند، بطورى که صورت او سرخ شود، باید 5/1 مثقال شرعى طلاى سکّه دار، بدهد و اگر کبود شود، سه مثقال، و اگر سیاه شود شش مثقال، و هر مثقال شرعى 18 نخود است. (43 مثقال معمولى).

مسأله 481اگر جاى دیگر (غیر از صورت) بدنِ کسى را به واسطه زدن، سرخ یا کبود یا سیاه کند، باید نصف آنچه در مسأله قبل گفته شد بدهد.

مسأله 482کشتن حیوانى که اذیّت مى رساند و مال کسى نیست; مانند مار و عقرب، اشکال ندارد.

مسأله 483اگر چیزى را به صنعتگرى بدهند که درست کند و صاحبش نیاید آن را ببرد، چنانچه صنعتگر جستجو کند و از پیدا کردن صاحب آن ناامید شود، باید بنا بر احتیاط با اجازه حاکم شرع آن را به نیّت صاحبش به شخص نیازمندى صدقه بدهد.

مسأله 484دیوارى که مال دو نفر است; مانند دیوار مشترک بین دو منزل، هیچکدام از آنان حق ندارد بدون اجازه شریک دیگر، آن را خراب کند، یا سر تیرآهن و مانند آن را بر دیوار بگذارد یا به دیوار میخ بکوبد، ولى کارهایى که معلوم است شریک راضى است; مانند تکیه دادن به دیوار و لباس انداختن روى آن اشکال ندارد.

مسأله 485اگر ریشه درخت همسایه در مِلک ]زمین، باغ، خانه و…[ انسان بیاید، صاحب ملک مى تواند از صاحب درخت بخواهد که ریشه درخت را برگرداند، یا قطع کند و در صورتى که صاحب درخت این کار را نکرد خودش مى تواند از آن جلوگیرى کند و چنانچه ضررى از ریشه درخت به او برسد، مى تواند از صاحب درخت بگیرد.

مسأله 486درخت میوه اى که شاخه آن از دیوار باغ بیرون آمده، اگر انسان نداند صاحبش راضى است یا نه، نمى تواند از میوه آن بچیند، و اگر میوه آن روى زمین هم ریخته باشد نمى تواند آن را بردارد، مگر آن باغ در کنار راه باشد، که عابرین – با شرایطى که در کتابهاى مفصّل فقهى آمده است – مى توانند از آن استفاده کنند.

مسأله 487جایزه اى را که بانک به بعضى از کسانى که در صندوق پس انداز پول مى گذارند مى دهد، در صورتى که بانک براى تشویق مردم از خودش بدهد حلال است.

مسأله 488احتیاط در ترک تراشیدن ریش است

مسأله 489استمناء کردن حرام است، و این کار زیانهاى زیاد و غیرقابل إنکارى دارد.

مسأله 490کلیّه صداها و آهنگ هایى که مناسب مجالس لهو و فساد است حرام، و غیر آن حلال است و تشخیص آن با مراجعه به اهل عرف خواهد بود.

مسأله 491اگر شطرنج از صورت قمار خارج شده باشد و نزد عامّه مردم جزء ورزش محسوب شود مانعى ندارد. ولى بازى با پاسور بدون برد و باخت نیز اشکال دارد.

مسأله 492کف زدن اشکال ندارد; ولى در مساجد و حسینیه ها ترک شود.

مسأله 493تنها رقص زن براى شوهرش جایز است.

مسأله 494سینه زدن در کوچه و خیابان با اینکه زنها مى بینند، در صورتى که که سینه زن، پیراهن پوشیده باشد، اشکال ندارد، ولى اگر برهنه شود جایز نیست.

مسأله 495نشانه بلوغ یکى از سه چیز است: «اوّل» پانزده سال قمرى تمام در پسران، و نُه سال قمرى تمام در دختران. «دوم» بیرون آمدن منى. «سوم» روئیدن موى درشت بالاى عورت.

مسأله 496- هرگاه دختران پس از سن بلوغ قدرت انجام روزه را نداشته باشند، بر آن ها واجب نیست و بجاى هر روز روزه، کفّاره مدّ طعام مى دهند.

مسأله 497- ساختن و خرید و فروش مجسّمه اشکال دارد، ولى اسباب بازى بچّه ها اشکالى ندارد.

مسأله 498- بازى ها و مسابقاتى که در آن برد و باخت مالى باشد، حرام است.

مسأله 499- تنبیه بدنى دانش آموزان جایز نیست، مگر در شرایط خاصّى.

مسأله 500- تقلّب در امتحانات جایز نیست.

دیدگاهتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای مورد نیاز با * مشخص شده است

نوشتن دیدگاه